مقالات



احکام خداوند

احترام پدر و مادر

کتاب مقدس که کلام خداست، درعهد عتیق میفرماید: به پدر و مادرت احترام کن تا در سر زمینی که به تو میدهم عمر طولانی داشته باشی ( خروج 20 : 12 و تثنیه 5 : 16 ) و مجازاتی را که برای فرزندان نا فرمان تعین فرموده بود در ( تثنیه 21 : 18، پسر نا فرمان ) مشاهده کرده میتوانیم که در مورد فرزندان نا فرمان میفرماید: لعنت بر آن کسی که به والدین خود بی احترامی کند، همه مردم بگویند: آمین ( تثنیه 27 : 17 ).

 امثال سلیمان که ناشی از حکمت خداوند میباشد، اندرز های مفصلی در این رابطه دارد: ای پسر من، نصیحت پدر خود را بشنو و تعلیمات مادرت را فراموش مکن، تعلیمات آنها مانند تاج عزت و جلال بر سر تو و گردنبند زیبایی و افتخار بر گردنت خواهد بود. ( امثال 7 : 9 الی آیهء 19، فصل 2 ، 3 و 4 مطالعه گردد) و نیز چنین آمده است: به نصیحت پدرت که ترا به وجود آورده گوش بده و مادرت را هنگامی که پیر میشود، خوار مشمار در پی حقیقت باش و حکمت و ادب و دانش را کسب کن و به هیچ قیمتی آنها را از دست نده، فرزند راستکار و دانا باش تا باعث خوشی و خوشنودی پدر و مادرت شوی ( امثال 23 : 22 تا 25 ).

 بلی ! این یکی از فرامین خداوند یکتاست که همهء ما و بخصوص جوانان، باید از آن اطاعت نمائیم. درعهد جدید خداوند ما عیسی مسیح نیز به این موضوع اشاره نموده است ( متی 19 : 19 ) تا به والدین خود احترام بگذاریم و وقتی آنها ما را تنبیه و تأدیب میکنند دلگیر نشده و با آنها بر خورد زشت و دور از ادب ننمائیم، زیرا نظر به تجاربی که دارند، میخواهند و وظیفه دارند تا ما را به راۀ درستی که مورد پسند خداوند و اجتماع ماست، هدایت کنند، زیرا آنها دشمن ما نیستند تا با دیدن اعمال نا پسندیدۀ ما بی تفاوت نشسته، نظاره کنند.

 والدین نه تنها مسئولیت خانواده را به عهده دارند بلکه منحیث مسیحیان واقعی، خواهان تبارز شخصیت واقعی مسیحی مان در جامعه میباشند و ما نیز منحیث یک جوان مسیحی، مکلف هستیم تا با خواندن کلام و عملی نمودن احکام خدا، از همین لحظه تصمیم به تغیر دادن افکار، عادات، گفتار و کردار غیرشایستۀ خود، بگیریم.

 اگر با والدین خود با احترام، محبت و خوش اخلاقی برخورد نموده و این عمل را عادت خود بسازیم با خواهران و برادران کوچک و بزرگ خانواده نیز چنان خواهیم کرد و همین عمل را در مقابل همسایگان، سایر ایمان داران و بالاخره در مقابل همه انجام خواهیم داد و اگر دقت کنیم خواهیم دید که با اطاعت نمودن از یک حکم خداوند، چندین احکام دیگر را چون محبت با همسایگان، فروتنی، گذشت، کمک به دیگران، اطاعت نموده ایم.

 مهمتر از همه اگر دارای دو شخصیت متفاوت، در خانه و اجتماع هستیم، یعنی با اعضای خانواده، تند خو و عصبانی و در اجتماع، مهربان و خوش گفتار، که این دو شخصیتی برازندۀ یک مسیحی واقعی نبوده، همه ما را به دیدۀ شک و تردید نگاه خواهند نمود. پس باید به خاطر داشته باشیم که بی احترامی به پدر و مادر، یعنی سرکشی از اوامر خداوند و نافرمانی از اوامر خداوند یعنی گناه، گناه یعنی مرگ ابدی و از دست دادن نجاتی که به وسیلۀ خون عیسی مسیح به بشر اعطا  گردید.ا

داود زارع
___________________________________________________________

مشکلات و توکل بر خدا

خواهران و برادران عزیز در مسیح !

مشکلات، رنج و آزار و یکی از بخش های عادی زندگی مسیحیان میباشد. مسیحیان جهان روزانه در کشور های مختلف، مورد آزار، اذیت، شکنجه، توهین، بی عدالتی و نا ملایمتی قرار می گیرند. مردم همیشه با دیدن مسیحیان واقعی، که بدون تشویش، عصبانیت و آزاد از هر گونه فکر دربارۀ آینده به زندگی خود ادامه میدهند فکر میکنند که با پذیرفتن مسیحیت میتوان به زندگی فارغ از رنج و تشویش و فکر دست یافت، و میتوان مسیحیت را برای دستیابی به خواهشات نفسانی و دنیوی خود مورد استفاده قرار داد، مگر زمانی که شخص به عیسی مسیح ایمان میاورد، از همان لحظه شیطان به حملات خود آغاز نموده و با وسوسه های مختلف، حتی با استفاده از نزدیک ترین دوستان و حتی ایمان داران کلیسا به وی آزار و اذیت روحی و جسمی وارد میسازد تا ایمان وی را تضعیف و از کلیسای خداوند دور سازد.

ایمان داران واقعی به مسیح، در چنین حالات و احوال همیشه به خداوند توکل مینمایند و مانند همیشه زندگی خود را به دستان پر قدرت عیسی مسیح میسپارند و حتی در بدترین حالات کوچکترین احساس ضعف و ناتوانی را در خود راه نمیدهند.

عیسی مسیح ضمن تعالیم ارزشمند خود به ما دربارۀ آزار و اذیتی که خواهیم دید و با آن مواجه خواهیم شد چنین میگوید: « اگر دنیا از شما نفرت دارد بدانید که پیش از شما از من نفرت داشته است. اگر شما متعلق به این دنیا می بودید، دنیا متعلقان خود را دوست میداشت، اما چون شما از این دنیا نیستید و من شما را از دنیا برگزیده ام، به این سبب جهان از شما نفرت دارد. آنچه را گفتم به خاطر بسپارید: غلام از ارباب خود بزرگتر نیست. اگر به من آزار رسانیدند به شما نیز آزار خواهند رسانید و اگر از تعالیم من پیروی کردند از تعالیم شما نیز پیروی خواهند نمود. چون شما به من تعلق دارید آنها با شما چنین رفتاری خواهند داشت زیرا فرستندۀ مرا نمی شناسند. اگر نمی آمدم و با آن ها سخن نمی گفتم آنها گناهی نمی داشتند، ولی اکنون دیگر برای گناه خود عذری ندارند. کسی که از من نفرت داشته باشد از پدر من نیز نفرت دارد.» ( یوحنا 15 : 18 تا 23 )

و یا چنین میفرماید: « در دنیا رنج و زحمت خواهید داشت، ولی شجاع باشید، من بر دنیا پیروز شده ام.» ( یوحنا 16 : 33)

اگر به فطرت انسانی توجه کنیم یگانه ترسی که انسان ها را همه وقت آزار میدهد، ترس از مرگ است. ترس از مرگ میتواند حتی در قلب ایماندار ترین افراد وجود داشته باشد و یا شاید هم کسانی را بیابیم که با درک واقعی تعالیم عیسی مسیح و فراگیری درست کلام خدا، حتی به مرگ نیاندیشند زیرا عیسی مسیح فرمود : « من قیامت و زندگی هستم. کسی که به من ایمان بیاورد حتی اگر بمیرد، زندگی خواهد داشت و کسی که زنده باشد و به من ایمان بیاورد هرگز نخواهد مرد. » ( یوحنا 11 : 25 و 26 ).

قاطعیت کلام عیسی مسیح امیدی را در باطن ما زنده ساخته که ما با ایمان داشتن به عیسی مسیح هرگز نمیمیرم و با عمل به تعالیم اش، زندگی جاودانی را نصیب خواهیم شد.

ایمان داران واقعی هیچ گاهی از مرگ نمیترسند و آنهم مرگی که به خاطر داشتن نام عیسی مسیح و به خاطر مسیحی بودن باشد. بلکه با آغوش باز و ایمان استوار به مسیح، مرگ را پذیرا میشوند تا شهادتی باشد به سایر مردمان جهان.

عیسی مسیح خود میفرماید: « از کسانی که جسم را میکشند ولی قادر به کشتن جان نیستند، نترسید. از کسی بترسید که قادر است جسم و جان، هر دو را در دوزخ تباه سازد.» ( متی 10 : 28 ).

پس نباید از مشکلات، آزار و اذیت و حتی از مرگ بترسیم، زیرا ترس ما از مرگ و عقب گرد ما در مبارزه با شیطان و مشکلات و سختی ها خود انکار صریح از ایمان داشتن به عیسی مسیح محسوب میگردد. اگر در زمان مشکلات دست به دعا باشیم و به اراده خداوند مان عیسی مسیح قدم بر داریم و بر او توکل نماییم، بنابر وعدۀ که به ما داده است همیشه با ما خواهد بود و دعا های ما را مستجاب خواهد نمود ( طوریکه نموده و مینماید) و اگر به خاطر زندگی دنیوی و در برابر مردم و یا با اعمال نادرستی که انجام بدهیم، او را انکار نماییم بدون شک در حضور پدر آسمانی خواهد گفت: « من شما را نمی شناسم.» و آنگاه وا بحال ما.

پس بیایید در مشکلات و سختی ها خود را به مسیح بسپاریم و به هدایت روح القدس، آن طوریکه خواست پدر آسمانی ماست در راۀ رسیدن به ملکوت آسمانی با ایمان استوار قدم بر داریم و بر خواست و خواهشات نفسانی خویش غلبه نموده مانند خداوند ما عیسی مسیح، بر شیطان وسوسه گر و غلامان حلقه به گوش او پیروز شویم.

آمین.
_________________________________________________________
شریعت، مسیحیت و آزادی
خداوند شریعت را زمانی به بشرفرستاد، که انسان، گرچه غرق در گناه بود، اما گناه را نمیشناخت. شریعت عبارت بود از یکتعداد فرامین ( خروج 20 : 1 – 17 ) که خداوند مطابق پلان خود، جهت اصلاح بنی آدم، به موسی داد ( رومیان 5 : 20 ) پس مقصود شریعت چیست؟ شریعت چیزی بود که بعد ها برای شناخت گناه اضافه شد و قرار بود تا زمان ظهور فرزند ابراهیم ( عیسی مسییح ) که وعده به او داده شده بود دوام داشته باشد. ( غلاتیان 3 : 19 ) و ( به این ترتیب شریعت راهنمای ما بود که ما را به مسیح برساند تا به وسیلۀ ایمان عادل شمرده شویم. غلاتیان 3 : 24 ).
عیسی مسیح با ظهور خود به جهان آزادی ما را از قید و بند شریعت اعلام فرموده ( غلاتیان 4 : 4 و 5 ) چنین گفت: اگر مطابق تعالیم من عمل کنید، در واقع پیرو من خواهید بود و حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد ( یوحنا 8 : 31 و 32 ).
در رومیان 8 : 1 و 2 چنین میخوانیم ( پس دیگر برای کسانیکه در پیوستگی به عیسی مسیح بسر میبرند هیچ محکومیتی وجود ندارد زیرا قانون زندگی بخش روح القدس که در مسیح عیسی یافت می شود، مرا از قانون گناه و مرگ آزاد کرده است ) اما عیسی مسیح شریعت را باطل نساخت ، بلکه آنرا کامل ساخته به اتمام رسانید ( متی 5 : 17 – 48 ).
 این آزادی چه نوع آزادیست؟ عیسی مسیح فرمود: به یقین بدانید هر کس که گناه میکند بردۀ گناه است ( یوحنا 8 : 34 ). پس این آزادی، آزادی از شرارت، گناه و دوری از عادات زشت میباشد. ( آیا نمیدانید که بدن های شما اعضای بدن مسیح هستند؟ ( اول قرنتیان 6 : 15 ).
اما تعداد از مسیحیان آگاهانه یا غیر آگاهانه این آزادی را به نحو دیگری تفسیر و حتی تعلیم میدهند و از فساد اخلاقی در کلیسا های شان و اجتماع جلوگیری نمیکنند و به این وسیله باعث ایجاد غلط فهمی، در بارۀ مسیحیت، در بین غیر مسیحیان میشوند، غافل ازاینکه ( ای برادران، شما به آزادی خواسته شده اید، ولی نگذارید که این آزادی به بی بند و باری برای بر آوردن هوسهای جسمانی شما تبدیل گردد، بلکه با محبت یکدیگر را خدمت کنید. غلاتیان 5 : 13 ) و ( به یکدیگر توجه کنید، مبادا کسی در میان شما ازفیض خدا دور شود متوجه باشید که کسی در میان شما مثل گیاهی تلخ و زهرآگین رشد نکند و موجب ناراحتی بسیاری نگردد. عبرانیان 12 : 15 ) بلکه منحیث یک مسیحی واقعی، باعث رشد دیگران در ایمان ، درک کلام خدا و رهنمای صادق و وفادار به سایر برادران و خواهران مسیحی خود باشیم.
آمین
___________________________________________
شریعت، مسیحیت و آزادی
با ادامۀ مبحث قبلی باید گفت که عیسی مسیح با کامل نمودن شریعت، راۀ دشوار تری را برای مسیحیان به جا گذاشت تا ایمانداران با تحمل سختی ها و رنج ها موفق به ادارۀ نفس شوند و خود را برای رسیدن به ملکوت آسمانی آماده بسازند.
مثلاً در خروج 20 : 14 میخوانیم : زنا نکن. عیسی مسیح این فرمان را اینطور کامل نمود: اما من به شما میگویم: هر گاه مردی از روی شهوت به زنی ببیند در دل خود با او زنا کرده است. ( متی 5 : 28 ). گناه از دل نشأت میکند، میل و رغبت به گناه نیز مانند ارتکاب آن گناه میباشد.
در اینجا عیسی مسیح از ما میخواهد که اولتر از همه چشمان دل خود و یا به عبارت دیگر چشم روحانی خود را از گناه کردن نگهداری کنیم و از خواهشات نفسانی خود جلوگیری و چشم پوشی نمانیم و میفرماید: چراغ بدن چشم است ، اگر چشم تو سالم باشد ، تمام وجودت روشن است. اما اگر چشم تو سالم نباشد تمام وجودت در تاریکی خواهد بود ، پس اگر آن نوری که در تو است ، ظلمت باشد، آن چه ظلمت بزرگی خواهد بود ( متی 6 : 22 – 23 ) و اگر چشمت تو را منحرف سازد آن را بکش، زیرا بهتر است که با یک چشم وارد پادشاهی خدا شوی از اینکه با هر دو چشم به جهنم بیفتی ( مرقس 9 : 47 ).
البته نگاه داشتن چشمان روحانی و جسمانی از گناه، کاری است بسا دشوار، خواهان ایمان قوی و دعای متواتر به درگاۀ خداوند میباشد، تا چشمان ما را از گناه نگهدارد و اگر کسی بتواند چشمان خود را از گناه کردن اداره کند بدون شک میتواند جسم خود را نیز از گناه کنترول نماید.
در اینجا به نکتۀ دیگری بر میخوریم که اگر تمام احکام و فرامین خدا را بدون کم و کاست اطاعت و عمل نمانیم ولی دل ما پر از شهوت باشد و چشمان خود را نتوانیم از شهوت نگهداریم، باز هم هیچ هستیم . پس باید با دعا از خداوند درخواست نمانیم تا روح القدس را در ما ساکن سازد تا با قدرت روح القدس در مقابل خواهشات نفسانی خود مبارزه نموده بر آنها غلبه کنیم و نگذاریم هیچ یک از اعضای بدن ما مرتکب گناه گردد و مهمتر از همه قلب ما میباشد که جایگاۀ عیسی مسیح است.
پس باید آنرا از هر گونه شهوت و خواست های دنیوی و جسمانی پاک بسازیم و آیا لازم است به خود اجازه بدهیم تا عیسی مسیح را در جایی ناپاک دعوت کنیم و یا روح القدس را در آن جا بدهیم ؟ یا چگونه امکان دارد که روح القدس و شهوات نفسانی یکجا در قلب ما جا بگیرند؟ پس انتخاب با ما و شما است که کدام یکی از این دو را در قلب خود جا بدهیم و کدام یکی را بیرون برانیم؟
خداوندا ! چشمان قلبم را بگشا ! آمین
__________________________________





No comments:

Post a Comment